تبليغاتX
Wild Tulip

 

من، دلتنگ لحظه‌هاي غريب و ماندگارم

دلتنگ اشك‌هاي ريخته و بغض‌هاي تركيده

دلتنگ خاطره‌ي عشق

من، دلتنگ منم...

همين.

 

 

- عشق، يك توهم بازيگوشانه‌ي تن گرايانه نيست. عشق، يك مزاح شش ماه يا يك ساله نيست. فرار از خانه‌ي قديمي، واژه‌هاي قديمي، و روابط قديمي هم نيست... عشق، يك عكس يادگاري نيست. عشق، محصول ترس از تنها ماندن نيست. عشق، فرزند اضطراب هم نيست. .. عشق، نيست. 

 

+ تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 19:31 توسط لاله حسن‌پور

در تندباد حادثه، من تقلای رفتن دارم و تو تقاضای ماندن، تو چه اصرار داری بر شکوه گل‌واژه‌های تبرزده، من چه انکار! کلماتم را تکراری انگاشته و سکوتم را بی‌شکیبی! در این میان اما، مرا سکوتی عظیم فراگرفته از ناتوانی در مقابله‌ای سخت دشوار! آینه مقابل آینه!

سرمازده از تشعشع انوار به رقص در آمده‌ي سپید، تلنگرهای مدام و کج خیالی‌های طویل، تو در کانون و من به حول محوری بی‌بن‌بست، شعاع ثابت، حرکات موزون بی‌وقفه، بی‌نظیر و تماشایی! تو نشسته بر سریر و من به زانو در آمده! تو به وجد و من به عجز! تو آن بالا و من این پایین! تو خدایی می‌کنی و من بندگی...!!!

+ تاريخ چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 11:58 توسط لاله حسن‌پور